پشتیبانی

آموزش علوم متوسطه - آسیب های مغزی

آموزش علوم متوسطه - آسیب های مغزی

به درخواست یکی از کاربران مطلبی درباره آسیب های مغزی را بر روی وبلاگ قرار داده ام. امیدوارم برایتان مفیدواقع شود:

آسیب های مغزی:
علایم آسیب (ضربه) مغزی: علایم آسیب مغزی میتواند آنی بوده، و یا پس از ساعت ها و یا روزها خود را بروز دهند.

علایم آسیب (ضربه) مغزی:

علایم آسیب مغزی میتواند آنی بوده، و یا پس از ساعت ها و یا روزها خود را بروز دهند.

علایم ضربه مغزی خفیف:

ممکن است در آسیب مغزی خفیف فرد هوشیاری خود را از دست ندهد و یا به مدت خیلی کوتاه (چند ثانیه تا چند دقیقه) بیهوش شود. فرد ممکن است تا چند روز پس از ضربه به سر احساس گیجی و آشفتگی کند.

بقیه در ادامه مطلب............

۱-سردرد.
۲-احساس منگی و سبک بودن سر.
۳-سرگیجه.
۴-تاری دید، دوبینی، حساسیت به نور، ناتوانی در حرکت دادن چشمها، چشمها سریع خسته میشوند و یا نابینایی.
۵-زنگ زدن گوشها.
۶-احساس طعم بد در دهان.
۷-خستگی و بی حالی.
۸-تغییر در الگوهای خواب (بی خوابی و یا خواب بیش از حد)
۹-اختلال در تمرکز، حافظه، توجه، تفکر و قضاوت.
۱۰-برهم خوردن تعادل بدن.
۱۱-اشکال در بلع و گفتار (گفتار نا مفهوم).
۱۲-کند شدن روند اندیشدن، تکلم، خواندن و عملکرد.
۱۳-تغییر در رفتار و خلق و خو. (افسردگی، اضطراب، تحریک پذیری)
۱۴-علایم بدون تغییر باقی مانده و یا رو به بهبودی میروند. تشدید علایم بیانگر آسیب های حاد تر میباشد.

علایم آسیب مغزی شدید:

علاوه بر علایم آسیب مغزی خفیف شامل علایم ذیل نیز میباشد.

۱-از دست رفتن هوشیاری، منگی و خواب آلودگی.
۲-افت فشار خون و سرعت تنفس.
۳-تشنج ها.
۴-شکستگی جمجمه، کوفتگی صورت، جراحت پوست سر و ورم سر.
۵- خروج مایع مغزی-نخاعی از بینی، دهان و یا گوشها. (ممکن است شفاف و یا خون آلود باشد)
۶-سر درد شدید، پایدار و تشدید شونده.
۷-تحریک پذیری، تغییر در شخصیت،رفتار و هیجانات.
۸-بی قراری، فقدان هماهنگی حرکتی.
۹-ناتوانی در حرکت دادن یک یا چند عضو بدن (دست ها و پاها) و یا کرختی و سوزن سوزن شدن آنها.
۱۰-سفتی گردن.
۱۱-حالت تهوع و استفراغ تکرار شونده.
۱۲-تغییر در سایز مردمکهای چشم (اتساع یک یا هر دو مردمک چشم و یا نابرابری اندازه مردمکها)
۱۳-اختلال و از کار افتادن حواس بینایی، شنوایی، بویایی و یا چشایی.
۱۴-ناتوانی در بیدار شدن از خواب.
۱۵-فلج شدن بدن.
۱۶-از دست دادن کنترل مثانه و مدفوع.
۱۷-بد شکلی ها و فرو رفتگی های آشکار بروی  سر و یا صورت.

علایم آسیب مغزی در کودکان:

۱- گریه بی وقفه، آرام نگرفتن.
۲-امتناع از غذا خوردن و بدخلقی کردن.
۳-از دست دادن علاقه به اسباب بازیها و فعالیت های محبوب خود.
۴-خستگی و بی قراری.
۵-استفراغ.
۶-ناتوانی در حفظ تعادل و راه رفتن.
۷-تغییر در الگوی خواب.
۸-ناتوانی در یادگیری مطالب و مهارتهای جدید.

عوارض توام با ضربه مغزی و مشکلات بلند مدت مرتبط با آن:

تشنج ها، هدروسفالوس، هماتوم ها، عفونت مغز و پرده های آن، نشت مایع مغزی-نخاعی، سکته مغزی، فلج شدن عضلات صورت، زخم بستر (پس از بستری شدن در بیمارستان)، عفونتهای اداری و مثانه، ذات الریه (پنومونی)، ترومبوز (لخته خون) وریدی عمقی در پاها، آمبولی ریوی، افزایش سوخت و ساز بدن، ادم ریوی (تجمع مایع در بافت ریه)، برهم خوردن تعادل مایعات و هورمونهای بدن، ابتلا به پارکینسون، آلزایمر و زوال عقل.

اثرات ضربه مغزی بروی سطح هوشیاری:

عموما ۸ حالت غیر عادی هوشیاری در پی ضربه مغزی عارض میگردد: گیجی، روان آشفتگی، بهت، کما، حالت نباتی، حالت نباتی پایدار، حالت هوشیاری حداقل، نشانگان (locked -in) و مرگ مغزی.

گیجی ( Confusion ): عبارت است از عدم آگاهی به زمان و مکان ، عدم واکنش مناسب به محرکهای محیطی ، پاسخ های بیمار کوتاه و بی ربط است ؛ با محرکهای صوتی و سمعی بیدار می شود ولی خواب آلوده است و سریعاً بخواب می رود .

روان آشفتگی و یا دلیریوم(Delirium): علاوه بر علائم منگی بیمار دارای تعریق، تاکیکاردی (افزایش ضربان قلب)، لرزش دستها، فراموشی، تغییرات احساسی و شخصیتی، گفتار گسسته، تفکر غیر سازمان یافته، توهم، تغییرات سریع درحالات ذهنی (از بی حالی به بی قراری و بالعکس)، گاه تشنج و کاهش خواب است .

بهت و یا استوپور(stupor) : دراین حالت مصدوم بی حرکت است و به محرکات عادی پاسخ نمیدهد. اما توسط محرکات قوی نظیر تحریکات دردناک میتوان وی را بطور مختصر و کوتاه مدت تحریک کرد. (که مصدوم فریاد و یا جیغ میکشد). در حالت بهت فرد بطور اندک از محیط پیرامون خود آگاهی دارد.

(locked -in syndrome): در این حالت بیمار هوشیار و بیدار است، اما به علت فلج بودن کامل بدن (عضلات ارادی) قادر به حرکت دادن بدن و برقراری ارتباط با دیگران نیست. در این حالت فرد تنها میتواند با حرکت دادن چشمها بطور عمودی و یا پلک زدن  با دیگران ارتباط برقرار کند. این حالت در پی آسیب به قسمتهای تحتانی مغز (ساقه مغز) و سالم ماندن بخش های فوقانی مغز ایجاد میگردد. این حالت معمولاً درمان ندارد.

اغماء و یا کما(coma/camatose): کما یک واژه یونانی به معنی خواب عمیق است. کما به حالت بیهوشی عمیق و پایدار اطلاق میگردد. بیمار به کما رفته را نمیتوان از خواب بیدار کرد (حتی با محرکات دردناک فیزیکی)، بیمار به محرکات نور و درد پاسخ نمیدهد، فاقد چرخه خواب و بیداری است و از فعالیتهای ارادی و هدفمند در وی خبری نیست. پیامد کما به علت، موقعیت، شدت و وسعت آسیب نورولوژیک (عصبی) بستگی دارد، که از بهبودی و بهوش آمدن و تا مرگ متغیر میباشد. چنانچه بیمار از کما خارج شود، روند بهبودی تدریجی است، بطوری که بیمار در روزهای نخست تنها برای چند دقیقه از خواب بیدار میشود، که این مدت بیداری بتدریج افزایش می یابد. در ضمن افرادی که از کما خارج می شوند با طیف وسیعی از اختلالات جسمی، رفتاری، ذهنی و روانی موقت و دائمی روبرو میشوند. حالت کما بندرت  بیش از ۳-۲ هفته بطول میانجامد. اما امکان دارد این حالت تا ماهها و سالها نیز باقی بماند. پس از کما یا بیمار به حالت (زندگی) نباتی وارد شده و یا فوت میکند.

نکاتی راجع به حالت کما:

۱-مدت زمانیکه بیمار در حالت کما بسر خواهد برد غیر قابل پیش بینی است.

۲-وضعیت سلامتی بیمار پس از خارج شدن از حالت کما نیز غیر قابل پیش بینی است.

۳-راه درمانی خاصی برای خارج ساختن بیماران از حالت کما وجود ندارد.(تنها پزشکان در این مدت بیمار را در برابر عفونتها و آسیب های احتمالی بعدی تحت مراقبت قرار میدهند)

۴-مقیاس کمای گلاسگو(glasgow scale)، مقیاسی است که به کمک آن شدت و درجه کما را تعیین میکنند. مؤلفه های اصلی این مقیاس عبارتند از: باز شدن و پاسخ چشمی،پاسخ کلامی و پاسخ (موتور) حرکتی.

۵-توصیه میگردد در کنار بیماری که در حالت کما و یا زندگی نباتی بسر میبرند، مراقبت گفتگوهای خود باشید چراکه ممکن است بیمار صحبتهای شما را بشنود. از گفتگوهای منفی و مایوس کننده اجتناب ورزید.

حالت و یا زندگی نباتی(vegetative state): دراین حالت بیمار ناهشیار بوده و از محیط پیرامون خود آگاهی ندارد، فاقد کارکردهای شناختی است، اما دارای چرخه خواب و بیداری  بوده، و در زمانهای کوتاهی بیدار بنظر میرسد. همچنین عمل تنفس و گوارش طبیعی میباشد. در این حالت بیمارممکن است چشمان خود را باز کرده،سروصدا و یا حرکت کند. بر خلاف حالت کما بیمار چشمانش باز است (معمولا در یک وضعیت ثابت و یا میتواند اشیاء را دنبال کند). بیمار ممکن است چرخه خواب و بیداری، و یا بیداری پایدار را تجربه کند. پاسخ عمومی به درد در بیمار وجود دارد (افزایش ضربان قلب وسرعت تنفس و تعریق). هرگاه این حالت بیش از یک ماه بطول انجامد به آن “حالت نباتی پایدار” اطلاق میگردد. ممکن است بیمار از خود رفتارهایی دال بر هوشیار بودن بروز دهد نظیر: به هم ساییدن دندانها، بلع، لبخند زدن، اشک ریختن، ناله کردن و فریا د کشیدن بدون دخالت محرک خارجی. افرادیکه وارد مرحله نباتی میشوند ممکن است سالها در این حالت باقی بمانند. هر چه سن بیمار کمتر باشد شانس بهبودی و بدست آوردن هوشیاری کامل در وی بیشتر است. کودکان ۶۰ درصد و بزرگسالان ۵۰ درصد شانس آن را دارند که ظرف ۶ ماه از این حالت خارج گردند. اما پس از یک سال شانس بهبودی بسیار کاهش می یابد. حتی اگر بیمار پس از یک سال بهوش بیاید، معمولا تا پایان عمر از ناتوانی های عمده جسمی و ذهنی رنج خواهد برد. (یا بیمار از حالت کما وارد زندگی نباتی میشود و یا زمانی که نیمکره های مغز آسیب دیده، اما ساقه مغز سالم باقی مانده باشد)

حالت هشیاری حداقل(minimally conscious state): دراین حالت بنظر میرسد بیمار در حالت زندگی نباتی بسر میبرد، اما قادر به پردازش اطلاعات، بروز رفلکس های اولیه، پیروی از فرامین ساده و آگاهی از محرکات محیطی میباشد.

مرگ مغزی(brain death): به حالت توقف کامل فعالیت های مغز اطلاق میگردد، که بازگشت ناپذیر است. در این حالت بیمار تنها به کمک دستگاه تنفس مصنوعی(ونتیلاتور) قادر به ادامه زندگی نباتی خود میباشد و به محض جدا کردن دستگاه بیمار فوت خواهد کرد.

نویسنده : نظرات () موضوع : علوم هشتم، مطالب علمی، زیست شناسی، سه شنبه 2 آذر 1395 - 05:04 ق.ظ

نظرات

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

آمار بازدید سایت

بازدیدهای امروز : نفر
--------------------
بازدیدهای روز قبل: نفر
--------------------
بازدید این ماه : نفر
--------------------
بازدید ماه قبل : نفر
--------------------
تاریخ آخرین بروز رسانی :
--------------------
كل بازدیدها : نفر

محصولات

محصولات

بنر ها